| پرسه در خاک غریب |
![]() |
![]() |
|
يكي از تفاوتهاي حكومتهاي دموكراسي كنوني با حكومتهاي ديگر در حساسيتي است كه آنها نسبت به سرنوشت تكتك شهروندان خود دارند، بطوري كه اگر كسي به لحاظ خون و خاك تابعيت آنها را نداشته باشد، و به دلايل ديگر تبعه آنان شده باشد، باز هم مورد حمايت جدي آنهاست. حتي اگر آن افراد از سوي كشوري مورد تهديد واقع شوند كه تبعه اصلي آنجا هستند. نمونه روشن آن براي ما، مسأله خانم زهرا كاظمي بود. اما در همين روزها نيز واكنشهاي مقامات و دولت و مردم فرانسه نسبت به آزادي يك خانم كلمبيايي كه تبعه فرانسه هم شده بود، نمونه ديگري است كه ميتواند مورد توجه قرار گيرد. اين حكومتها حتي در برابر شهروندان خطاكار خود هم حساسيت دارند، رفتار دولت فرانسه در چندي پيش با اتباع فرانسوي كه در قاچاق كودكان در آفريقا شركت داشتند نمونههاي اخير اين نحوه برخورد كشورهاي غربي با اتباعشان است. چرا چنين حساسيتي نزد آنان وجود دارد، چند دليل مهم براي اين ميتوان برشمرد. در اين ديدگاه جامعه و ملت اهميت دارد، اما فرد هم به جاي خود واجد اهميت است، و نميتوان آن را فداي منافع موهوم جامعه كرد، چرا كه بدون فرد يا حقوق او جامعهاي وجود ندارد. از همين روست كه نه تنها از افراد خود در برابر دولتهاي ديگر حمايت سياسي و كنسولي ميكنند، بلكه در داخل كشور هم نسبت به مسأله حيات انسان و فرد حساسيت لازم را دارند. با اين مقدمه بايد پرسيد كه الآن ماهها است كه از بازداشت نيروهاي دولتي ايران در اربيل عراق به دست آمريكاييها ميگذرد، اگر در ابتدا به دليل جديد بودن وقوع رويداد، در اين باره بحث و خبري مطرح ميشد، اكنون ماههاست كه اين افراد در فراموشي كامل قرار دارند. فرض كنيد كه آنان در اربيل به رسانههاي ايران دسترسي داشته باشند، در اين صورت چه حسي به آنان دست ميدهد كه ميبينند، ماههاست كه حتي يك كلمه خبر هم درباره آنان مطرح نشده است؟ مگر نه اينكه براي دفاع از اين دولت در مأموريت بودهاند؟ ديگراني كه در ايران هستند، به طور عادي چه فكري درباره حمايت سياسي حكومت خود ميكنند، وقتي كه ميبينند آن افراد مهم از نظر دولت كه ديپلمات هم معرفي شدهاند، به فراموشي رفتهاند، و رييس دولتشان به درخواست انداختن عكس يادگاري با افسران آمريكايي در بغداد پاسخ مثبت ميدهد، اما حال اين شهروندان و كارمندانش را نميپرسد؟ مگر ممكن است با وجود اين تعداد زنداني مهم از يك كشور كه اعتقاد به بيگناهي آنها هم ابراز ميشود، رييس دولتي به آن كشور برود و حتي جملهاي در اين خصوص مطرح نشود؟بله چنين رويدادي فقط در ايران ممكن است رخ دهد. زيرا وقتي كه به فكر اداره عالم و آدم و آزادي نوع بشر از يوغ ستم باشيم طبعا فرصتي براي فكر كرد به اين امور كوچك و آزادي اتباع خويش نميماند.
+
..... چهارشنبه دوم مرداد 1387 .... 6:40 پرسه اي از رضا
|
تاريخ يك قرن اخير ايران با نفت گره خورده است، نفتي كه بنابه قولي پيروزي متفقين در هر دو جنگ كمابيش مرهون تسلط آنها بر منابع نفتي و دسترسي راحتترشان به سوخت بود، و در اين ميان نفت ايران و سپس ديگر كشورهاي خاورميانه نقش مهمي را در سياستهاي منطقهاي و جهاني ايفا كرد. وقتي كه نفت ميتواند چنين تأثير مهم منطقهاي و بينالمللي داشته باشد، به طريق اولي در سطح داخلي نيز تأثيرات تعيينكنندهاي دارد. تأثيراتي كه بعضاً مستقيم است، مثل جريان كودتاي آمريكايي 28 مرداد و يا غير مستقيم است، مثل مجموعه سياستهاي اتخاذي شاه در داخل كشور و در سطح منطقهاي و بينالمللي بعد از سال 1973، كه بدون ترديد ناشي از درآمدهاي نفتي بود و در نهايت هم منجر به سقوط آن رژيم شد.
+
..... دوشنبه ششم خرداد 1387 .... 16:25 پرسه اي از رضا
|
اگر بخواهيم تعريف ديگري از مردم ايران در کنار همه تعريف هاي ديگر ارائه کنيم، اين ويژگي نيز بر سلسله ويژگي هاي ملت ايران افزوده مي شود که وقتي موضوع جنبه فردي پيدا مي کند، مردم ايران بسيار واقع گرا و به اصطلاح رئاليست هستند، اما هنگامي که موضوع جنبه جمعي پيدا مي کند، آرمانگرايي و به اصطلاح ايده آليسم بر تصميمات جمعي شان غلبه پيدا مي کند. اين تعريف به ويژه در مورد خصلت تصميمات جمعي ملت ايران شايد قطعي نباشد، اما شواهد فراوان تاريخي وجود دارد که صحت مقوله ادعايي را تاييد مي کند. اين تعريف را از آن رو در مقدمه اين نوشته آوردم تا نشان دهم ملت ايران در دو دهه اخير يعني پس از پايان جنگ تاکنون سه الگوي کمابيش متفاوت را تجربه کرد، بي آنکه هيچ يک از الگوهاي يادشده را به فرجام مطلوب برساند. در حالي که جوامع شناخته شده جهان امروز پس از جنگ اولويت بندي هايي داشته اند که همه آنها به فرجام مطلوب رسيده و به اصطلاح جنبه پلکاني نردبان اولويت هاي شان رعايت شده است. جامعه ژاپن پس از جنگ، آلمان پس از جنگ و نمونه مشابه جامعه ايران، يعني کره جنوبي پس از جنگ شبه جزيره کره الگوهاي قابل اشاره يي هستند که از خوداندوخته و پيشينه يي قابل ارائه و حتي افتخار آميز بر جاي گذاشتند.
ماشاءالله شمس الواعظين http://www.etemaad.com/Released/87-02-22/103.htm#71892
پی نوشت: با عرض پوزش از تاخیر فراوان در بروزرسانی بلاگ. اینو به حساب گرفتاری های کاری بذارین و اینکه چیزی برای در میان گذاشتن با دوستان گرامی نداشتم. این مطلب هم چون دغدغه همیشگی منو بیان می کنه بنظرم اومد که شما ها هم بخونید.. چند پست قبل هم در مورد این اخلاق و فرهنگ ما ایرانیا حرف زده بودم. نمیدونم شما ها چی فکر می کنین؟ رفتار فردی مردم (رانندگی ما و عدم رعایت حقوق دیگران. حرفهای آتشین در تاکسی و جمع های محدود. نتایج انتخابات و استقبال ها. گرانی ها و ....) با گذشته فرهنگی ما هیچ سنخیتی ندارد پس بهتر است بگذاریم که کوروش و داریوش آسوده باشند یا شاید هم سد سیوند تا حالا اونا را به این آسودگی رسونده باشه......
+
..... یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 .... 11:57 پرسه اي از رضا
|
|

